تبليغاتX
راه یکی است که آن راستی است. همه دیگر راهها نادرست و بیراهه است.یسنا هات۷۲ زرتشت پیامبر ایران زمین

زرتشت پیامبر ایران زمین

به وبلاگ دینی,سیاسی و هنری زرتشت سپیتمان خوش آمدید.

 
     
 

نیایش

   

خدایا ما را از شر شیطان دور نگه دار و پندار  گفتار و کردار ما را به بهترین نحو هدایت کن.

آمین

 
     
 
     
 

اخطار

   

به خوشنودی اهورامزدا

با سلام خدمت دوستان عزیزم

تشکر می کنم از اینکه به این وبلاگ توجه دارید و از نظرات و میل های مفیدتام ممنونم.

چند میل و نظر از بعضی دوستان به من رسیده با این موضوع که در تغییر دادن دین دخالت نکن که برات مشکل ایجاد میشه. پیرو این سخنان دوستان من باید بگم که :

۱- در قبول دین  هیچ اجباری نیست (خدا انسان را آزاد آفرید)

۲- مردمان ایران زمین خود آنقدر آگاهی دارند که چه من باشم چه نباشم راه درست را پیش میگیرند

۳- من هیچ گاه به دین یا اقاید هیچ یک از دوستان دخالت نکردم و این اجازه را هیچ وقت به خودم نمی دم.

۴- کلیه این مطالب به درخواست دوستداران زرتشت بوده.

و در آخر برای این دوستان آرزوی موفقیت دارم

ای خداوند خرد هنگامی که در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش قدرت اندیشیدن ، و خرد بخشیدی ، زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کار کردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی ، خواستی هر کس به دلخواه خود و با کمال آزادی کیش و آئین خود را انتخاب کند .      اهنود گات   هات 31 - بند 11

مدیریت وبلاگ زرتشت سپیتمان

 
     
 
     
 

زرتشتیان : دیروز ، امروز ، فردا

   

 

تاريخ زرتشتيان با پيدايش اشوزرتشت آغاز مي شود . در دوران پادشاهي گشتاسب كياني زرتشتيان افزايش مي يابند . در دوران هخامنشي ،بيشتر پادشاهان و مردمان زرتشتي بودند بدون آن كه آيين زرتشت  دين  رسمي باشد .  ساسانيان دين زرتشتي را دين  رسمي كشوراعلام نمودند . دين وحكومت  هستند كه مي توانند به يكديگر نيرو دهند . ولي تاريخ نشان مي دهد كه هر زمان دين سالاران با كشورمداران يكي شده اند، دين تحريف و حكومت فاسد شده است . 

در دوران  هخامنشي  ، كه دين رسمي وجود نداشت و پادشاهان به ساير  دين ها احترام مي گذاشتند ، ايران زمين مهد آزادی انديشه بود و آفريننده حقوق بشر شد. در دوران ساسانيان كه دين و حكومت يكي شد ، دين در خدمت سياست درآمد و خرابي دين و حكومت هر دو را باعث گرديد ! 

در سده هفتم ،  تازيان بر ايران چيره شدند ، گروهي از  زرتشتيان ،  زير فشار تازيان و تعصب ايرانيان تازه مسلمان ، ترك دين كردند و گروهي ، در سده نهم به هندوستان مهاجرت  نمودند تا در  محيطي آزاد  ، فرهنگ ديني  خود را  پاسداری كنند و به  آيندگان بسپارند  . گروهي از  زرتشتيان كه در  ايران مانده بودند ، آتش عشق به  دين بهي را در كانون سينه و خانواده خود گرم و پر فروغ نگاهداشتند . 

يورش  سخت تر  در دوران  استيلای مغول  و مغولان  به زرتشتيان ،  كليميان ،  مسيحيان و مسلمانان  وارد آمد .  بسياری كشته شدند و گروهي به نقاط دور دست پناه بردند تا از ستم و تهديد مغولان درامان بمانند . 

در زمان صفويان كه اسلام دين  رسمي ايران شد ، فشار به غيرمسلما نان  شدت گرفت، اين وضع تاسف بار در زمان قاجار هم ادامه داشت .  در دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار ، پارسيان هند كه از بيداد و فشار وارده به همكيشان خود در ايران آگاهي يافتند ، نماينده عالي رتبه به نام مانكجي ليمنجي  هاتريا  را به ايران فرستادند .  او نزد شاه شكايت  برد و با پشتيباني حكومت هند ( امپراطوري انگليس ) موفق شد ، از آن فشارها تا حد زيادي بكاهد . از روی نامه های مبادله شده بين  مانكجي و ناصر الدين شاه كه امروز موجود است ، فشار و تبعيض ظالمانه نسبت به زرتشتيان از جمله شامل موارد زير بود : 

·            زرتشتيان  مجبور  بودند  علامت  مشخصه اي  روي  لباس خود بزنند تا از  مسلمانان تميز داده شوند (همانند  يهوديان در آلمان نازی ) 

·            زرتشتيان در موقع خريد ، حق  نداشتند به اجناس مورد نظر و به ويژه به اغذ يه و ميوه دست بزنند. زيرا به عقيده مسلمانان آن مواد ، نجس مي شد ! 

·            زرتشتيان حق نداشتند در برابر مذهبيون ، سوارچهارپا بمانند و يا در بازار سواره حركت كنند . ( در آن زمان وسيله نقليه معموليچاهارپا بود ) 

·            زرتشتيان روزهاي باراني نمي بايست بيرون بروند كه مبادا خيابان آلوده شود. 

·            اگر جواني زرتشتي مسلمان مي شد، برادران و خوهران او ، از ارث والدينشان  محروم مي شدند و همه  ارث ، به جوان تازه  مسلمان  شده  مي رسيد ( اين كار  نسبت به يهوديان هم انجام مي شد و وسيله ای بود برای ترغيب و اجبار زرتشتيان  و يهوديان به پذيرفتن مذهبی ديگر ) 

·            هنگامي كه يك نفر زرتشتي به دست يك نفر مسلمان كشته مي شد ،مسلمانِ قاتل قصاص نمي شد و تنها مي بايست خون بها ( ديه )  به وارث مقتول زرتشتي  بپردازد و به اين ترتيب مسلمانان از ريختن خون زرتشتيان ترس نداشتند .

با پا در مياني مانكجي و پشتيباني دولت هند ِ انگليس ، ناصرالدين شاه دستور داد تا پاره ای از اين موارد اصلاح شود و از فشار و بيداد كاسته گردد . در جريان انقلاب مشروطيت ايران كه منجر به پديد آمدن قانون اساسي 1906 شد ، گروهي از زرتشتيان به مشروطه طلبان ياری دادند . 

 اردشير جي ريپورتر سومين نماينده پارسيان در ايران كه استاد مدرسه علوم سياسي هم بود در آموزش اصول دموكراسي وآزادی به دانشجويان وهمراهي بامشروطه طلبان و رجال  آزادی خواه  ايران ، موثر بود .  زرتشتيان چند  تن كشته دادند و  سر انجام توفيق يافتند در مجلس شوراي ملي كرسي برای زرتشتيان و ساير اقليت های مذهبي تأمين نمايند . 

امروز: از سال 1950 عده ای از پارسيان هند ، در طلب زندگي بهتر و فرصت هاي فرهنگي و اقتصادي اميدبخش تر ، به اروپا و آمريكا آمدند . پس از انقلاب 1979 ايران هم  عده اي از زرتشتيان ايران به امريكا ، اروپا ، كانادا ، استراليا و ديگر كشورها مهاجرت كردند . در حال حاضر، زرتشتيان مقيم اين قاره ها اجتماعات و انجمن هايي براي حفظ سنت های فرهنگي و مذهبي خود  تشكيل  داده اند . در آمريكا  ، كانادا  و  استراليا به همت  و سرمايه  ايراني  زرتشتي  رستم گيو  در ده مل ،  مراكز زرتشتي  « دَرِ مِهْر » ساخته و بر پا شده است  و خدمت بزرگي  به يگانگي و بقای فرهنگ زرتشتي در خارج از ايران و هند انجام داده است . 

در هندوستان زرتشتيان با نام پارسي، از پيشگامان و بنياد گزاران صنعت ، تجارت ، بانكداری ، كشتي سازی ، بيمارستان های مدرن و مدارس عالي هستند . هواپيمايي تجارتي هند ( ايراينديا ) ،  نخستين كارخانه ذوب آهن در جمشيد پور ،  نخستين شركت كشتي سازی هند ، و نخستين كارخانه نساجي هند متعلق به پارسيان است. عده ای از نخبه ترين ، قضات ، سفيران ، مديران ، پژوهشگران و افسران هند پارسي بوده و هستند . 

پدر انرژي اتمي هند يكنفر پارسي است . فرماندهان نيروهای مختلف هند، از پارسيان بودند و تنها مارشال هند و فاتح  جنگ  هند و پاكستان، يك تن پارسي است . در پاكستان هم زرتشتيان به مقام وزارت و سفارت رسيده اند . 

در ايران نيز زرتشتيان با وجود كمي عده ، در دوران پهلوی، در آباداني و سازندگي ايران سهم مهمي به عهده گرفتند . نخستين بانكدار مدرن، موسس آبياری نوين و پدر شهرسازي نوين در ايران زرتشتي بودند . در شماری از شهرها ، زرتشتيان اولين كارخانه  برق و تلفن را  داير كردند .  مدارس  زرتشتيان در تهران ،  يزد وكرمان از برجسته ترين مدارس بوده و زماني تعداد  مدارس زرتشتيان در يزد از شمار مدارس دولتي ، بيشتر بود . 

سهم زرتشتيان در فرهنگ و بهداشت ايران –  به نسبت جمعيت – بر اكثريت فزوني داشت .  در بين  زرتشتيان  ايران  بي سواد وجود نداشت و زرتشتيان  –  به نسبت  جمعيت – بيشترين شمار پزشك ، مهندس و استاد دانشگاه را به ميهن خود ايران  دادند .  نخستين غير مسلمانان  ايراني كه به  مقام معاونت  نخست وزيري ، معاونت وزارت ، سپهبدی و رياست دانشگاهي رسيدند ، زرتشتي بودند . 

در  امريكا و كانادا  عده ای از  زرتشتيان و  پارسيان در  دانشگاه های  معتبر به كار آموزش و پژوهش ، سرگرمند و يكي از رهبرهای بزرگ اركستر فيلار مونيك امريكا   پارسي است . با وجود ويژگي های  اخلاقي ،  اجتماعي و قومي مشترك زرتشتيان در اجتماع  پارسيان هند و  زرتشتيان  ايران – كه سازندگي ، كوشش ، پركاري ،  ابتكار درستي و دهشمندي ، از جمله آن هاست – بيشتر خارجي هايي كه درباره پارسيان گزارش داده اند ،  فكرشان متوجه ثروت و دهشمندی آنان بوده و روش دخمه و احترام به آتش را هم  هيجان آميز دانسته اند .  ولي به ساير توفيقات و برجستگي های زرتشتيان كمتر اشاره كرده اند. 

مثلاً كمتر كسي در خارج از هند و ايران از سهمي كه پارسيان در تحصيل استقلال هند داشته اند و يا سهم زرتشتيان در انقلاب مشروطيت ايران آگاه است .سه رئيس كنگره هند ،درنخستين بيست ساله مبارزه آزادی طلبانه بر عليه امپراطوری انگلستان،  پارسي بودند . پارسيان دوش به دوش گاندی ، نهرو و ساير رهبران هند ، برای آزادی آن كشور مبارزه كردند . نخستين كس در انگلستان به نمايندگي مجلس عوام انتخاب شد ( از حزب ليبرال ) يك تن پارسي بود. در انقلاب مشروطه ايران زرتشتيان فعال بودند و كشته دادند ! 

موفقيت های زرتشتيان ، انعكاس معتقدات و باورهای آنان در الگوهای  رفتاريشان است . وفاداری ، درستي ، پركاری ، شجاعت و سازندگي اجزاء تفكيك ناپذير تعاليم زرتشت است . 

پرفسور جكسن استاد دانشگاه كلمبيا ، درباره ايرانيان باستان ( زرتشتي ) مي نويسد :  ايرانيان تحت  باورهای ديني شان  ،  دارای  فروزه هايي  هستند كه در سازندگي  كوشش و ارزش های علمي جلوه گر مي شود . 

بدون شك ، زرتشتيان امروز نيز از همان ويژگي ها بهره دارند . بررسي درباره اين كه چرا و چگونه زرتشتيان در هر كجا بوده هستند ،توانسته اند تا اين اندازه موفق باشند ، پژوهشگر را به بررسي درباره خصوصيات ديني زرتشت مي رساند .ارتباط بين باورهای عقيدتي و الگوهای رفتاري غير قابل انكار است . انديشه ، گفتار و كردار زرتشتيان نيز از آبشخور عقيدتي آنان سيراب شده و شكل مي گيرد . چنين تحقيقي بينش بيشتر درباره راز بقای قوم زرتشتي را در طول دست كم چهل قرن به دست مي دهد . 

از مسايلي كه پس از مهاجرت های سي سال اخير ، فكر رهبران زرتشتي را به خود معطوف داشته است ، مسأله بقا است . در ارتباط با اين مسأله ، موضوعاتي از قبيل پذيرش به دين به صورت حاد مطرح است . براي زرتشتيان نگراني  « بقا  »  نبايد وجود  داشته باشد به  شرط آنكه طبق  اصول گات ها عمل كنند . در گات ها ، پذيرش دين يك امر شخصي است و مبني بر اختيار  است . هر كس مي تواند با رايزني انديشه نيك و پذيرش اشا به دين زرتشتي در آيد . قبول عقيده ي خاص ، تأييد ديگری را نمي خواهد . بنابراين هر كس مي تواند  اگر بخواهد و اگر راه اشا را انتخاب كند ، زرتشتي باشد . 

پذيرش فرد زرتشتي شده در داخل انجمن های زرتشتي ، يك امر اجتماعي و مربوط به كساني است كه آن انجمن ها را تشكيل داده و با رأي اكثريت اعضاء ، آن را اداره  مي كنند . پس اگر تازه زرتشتي شده ای را انجمني نپذيرد ، در زرتشتي بودن آن فرد تأثيری نمي كند . او زرتشتي است . تازه زرتشتيان مي توانند براي خودشان انجمني درست كنند . در بعضي از شهرهای امريكا ، دو يا سه انجمن زرتشتي ، تشكيل شده است . تعداد انجمن ها ، اگر به وحدت و يگانگي زرتشتيان زيان وارد كند ، قابل قبول نيست . 

همه زرتشتيان و همه  كساني كه به گات ها  باورهای زرتشتي وفا دارند ، بايد به گفته گات ها در انجمن برادری و دوستي با هم همكاري كنند . داوطلب پذيرش دين ، بايد با قبول معنويت دين ، طالب آن باشد نه اين كه به خاطر جلب منفعت مادی ويا به خاطر ازدواج و مانند آن زرتشتي شود . قبول معنويت اصل است . 

فردا: دين زرتشتي ديني است كه با پيشرفت و نوگرايي ( مدرنيسم ) سازگار است . مقررات و قواعد دست و پاگير و قهقرايي ، در دين نيست . دين زرتشتي دين جهاني است در دين زرتشت ، امريا نهي غالباً كلي است نه موردی .دستور رعايت سلامت و بهداشت تن و روان كلي است . مسائل موردی ، مثل روزه گرفتن از طلوع تا غروب آفتاب ( كه از لحاظ عملي در بعضي نقاط  جغرافيايي مثلاً  قطب شمال يا جنوب ايجاد اشكال مي كند )  در دين زرتشتي نيست. در عين حال سنت زرتشتي بر اين است كه زرتشتيان در ماه دست كم زرتشتي چهار روز گوشت نمي خورند . بعضي هم اساساً سبزيخوارند . اين خوبي دين است . همان گونه كه  مي دانيم   روزه گرفتن  از طلوع تا غروب  آفتاب در نقاطي مثل قطب شمال يا جنوب ايجاد اشكال مي كند . يا الزام به خوردن گوشت حيواني كه به ترتيب خاص ذبح شده باشد ممكن است از جهت علمي قابل توجيه نباشد و فقط يك سنت مذهبي باشد . 

تعطيل يك روز معين در هفته ( روزی كه به باور پيروان مذهبي ، خدا استراحت كرد و ممكن است در كشورها جمعه ، شنبه يا يكشنبه باشد ) در دين زرتشتي نيست . بنابر اين ، زرتشتيان در هر كشوری باشند ، مي توانند به اقتضای وضع آن كشور، يكي از اين روزها را تعطيل كنند بدون آن كه بر خلاف مذهبشان كاری كرده باشند

مسأله آدم وحوا در دين زرتشتي نيست . بنابراين ، جنگي بين طرفداران نظريه تكامل و طرفداران نظريه خلقت پيش نمي آيد . 

مسأله پرداخت مبلغ معيني به عناوين ديني به روحانيان ، يا هيچ مرجعي حكم نشده است . بنابراين ، زرتشتيان در هر كشوري ، با رعايت تصميمات اقتصادي دولت كه با توجه به الزامات تورم و توسعه گرفته مي شود ، ماليات خود را مي پردازند بدون آن كه  از مقررات ديني عدول كرده باشند و رعايت نظامات محيط زيست وحقوق بشر ، تساوی  حقوق زن و مرد و عدم تبعيض مبني بر نژاد و رنگ براي زرتشتيان ممكن است ، زيرا  با اصول كلي گات ها سازگار است . 

در كتاب  مقدس زرتشتيان راجع به  حقوق زن و يا  سهم الارث  او و فرزندان و مانند اين ها ، احكامي وجود ندارد كه عمل بر خلاف آنها ، مغاير دين باشد . بالاخره وفاداری نسبت به حكومت قانوني و دادگستر ، جزو سنت مذهبي زرتشتي است و مسايل مربوط به حكومت پيروان مذهب خاص بر اساس مذاهب پيش نمي آيد .اين قابليت تطبيق با رعايت اصول كلي دين ، يكي از اسرار بقای جامعه زرتشتي است . 

مشكل فوری زرتشتيان مهاجر ، قبول يا عدم قبول ديگران به دين نيست ، بلكه اطلاع خود زرتشتيان از ارزش هاي معنوی ، اخلاقي و اجتماعي زرتشتي است . مشكل فوری آزادی از خرافات و تحريفات ديني است كه در طول زمان و در ارتباط با ساير اديان و ايدئولوژي ها وارد دين زرتشتي شده است . زرتشتيان مهاجر بايد با دانش دين مجهز شوند تا از روی ناآگاهي ، پيرو اديان و ايدئولوژي های ديگر نشوند . با اين ترتيب ، نگراني نسبت به بقاي زرتشتيان نخواهد بود . در مورد تشريفات ديني ، پاره ای از تشريفات دست وپاگير و خرافاتي كه وارد سنت شده است ، بايد كنار گذارده شود و يا با شرط روز تطبيق داده شود . 

ولي مقررات و تشريفاتي هم وجود دارد كه از لحاظ بقا و همبستگي زرتشتيان ، نهايت اهميت را دارد و بي اعتنايي به آن ها متضمن تضعيف يگانگي در جامعه مي شود . از آن جمله است ، مراسم سدره پوشي ، حفظ گهنبار ، و برپا داشتن جشن هاي مذهبي وملي . اين مراسم زيباي شادي آفرين قسمتي از هويت ملي و مذهبي زرتشتيان است . حفظ گاهنماي ملي و ديني در كشورهای مقيم ، پيروی از تقويم و تاريخ دولتي و در عين حال به ياد داشتن تقويم ملي ، امكان پذير است . همچنين ، آموزش زبان و ادب فارسي به جوانان تا آنجا كه امكانات اجازه دهد ، از اسرار بقا و پايداري جامعه زرتشتي خواهد بود . 

باشد كه نسل جوان زرتشتی ،  وارث  فرهنگ كهن  و ارزشمند مذهبی  ايرانی بتواند مشعل پر فروغ دين را نگهداری كند و روشن تر به نسل آينده بسپارد . 

باشد كه با رايزنی منش نيك ( وهومن ) ، پيمودن راستی و داد ( اشا ) ، به كار بردن مهر و ايثار ( آرميتی ) ، از چنان نيروی اهورايی ( خشترا ) ،  برخوردار شوند كه  به رسايی ( هَائروَتات ) رسند و جاودان ( اَمرتات ) دست يابند .

با تشکر از سایت ارزشمند یتااهورا

 
     
 
     
 

جشن اردیبهشتگان

   

جشن اردی بهشتگان در اردی بهشت روز از اردی بهشت ماه است که نام روز  و ماه با هم برابر افتاده است .مطابق گاهنمای قديم که هر ماه سی روز بوده اين جشن در سوم اردی بهشت می باشد ولی مطابق تقويم کنونی که شش ماه اول سال را ۳۱ روز حساب کرده و يک روز به فروردين ماه افزوده اند جشن ارديبهشتگان در دوم ارديبهشت واقع می شود . در اين جشن شهرياران بار عام می دادند و موبد موبدان آيينی را که مرسوم بوده در حضور پادشاه برگزار می کرد و همه را اندرز می گفت.سران هر گروه به پادشاه معرفی می شدند و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گرديدند و بدريافت پاداش افتخار حاصل می کردند .اين روز به فرشته مقدس ارديبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماينده آيين ايزدی و نگهبانی آتشها با اوست .معمولا بايد در اين روز ارديبهشت يشت خوانده شود و به آتش توجه گردد .و به خاطر مقام و مرتبه ارديبهشت  امشاسپند اين جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ايرانيان قديم اين روز را جشن می گرفتند و خود را برای قبول صفات اين فرشته مقدس آماده می ساختند .جشن ارديبهشت گان همان عيد گل است که در ميان ساير ملتها با تجليل فراوان بر پا می شود .ابوريحان در باره اين جشن می نويسد: ((ارديبهشت ماه؛روز سوم آن اردی بهشت است و آن عيدی است که ارديبهشتگان نام دارد برای اينکه هر دو نام با هم متفق شده.اردی بهشت به معنی بهترين راستی است ؛بعضی  گفته اند بمعنای منتهای خير و خوبی است . ارديبهشت  فرشته آتش و نور است و اين دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به اين کار موکل کرده و نيز ماموريت داده است علل و امراض را بياری ادويه و اغذيه زائل کندو صدق را از کذب و حق را از باطل تميز دهد .))اينکه ابوريحان فرشته ارديبهشت را تميز دهنده راست و دروغ و حق و باطل تشخيص داده برای اينست  که اين فرشته همانطور که گفته شد نماينده راستی و درستی است . بنابراين هر کس از او پيروی نمايد معلوم می شود در راه راست و حق است و هر کس از او دوری کند و از صفات او بی بهره باشد مسلم است که در راه باطل دروغ است.

 
     
 
     
 

چگونه زرتشتی شویم ؟

   

نگویی که آتش پرستان بدند       پرستنده پاک یزدان بُدند 
 آیین بهی بر 10 چیز استوار است:
1- هستی و یکتایی اهورامزدا
2- رسالت و پیامبری اشو زرتشت
3- پیروی از اشا، یعنی راستی و پاکی تنها راه رستگاری ادمیان است
4- پیروی از عقل و خرد و بینش در طی زندگی
5- خویشتن داری یا تسلط بر نفس و پیکار با بدی
6- فروتنی و مهر ورزی و عشق پاک به همه افرینشها
7- رسیدن به کمال مادی و معنوی در اثر سعی و کوشش در این جهان
8- جاودانی روان وبقائ هستی پس از مرگ
9- پاداش کارهای نیک و پادافراه کردار زشت، بهشت و دوزخ
10- رستاخیز (فرشوکرت)
اینها اساس و بنیان ایین بهی است و هر فرد مزدیسنا میبایست برای درک ژرف از دین به رسایی کامل از این اموزهها برسد.
پیروی از سه اموزه جاویدان اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک که بوسیله پیامبر اهورایی ایران زمین بنیان نهاده شده سر لوحه زندگی همه بهدینان است.

این را از یاد نبریم که در سالیان اخیر یک جنبش عزیم برای بازگشت به اصل خویش آغاز شده است که سیاسی نیست ولی از هر راه سیاسی دیگری پاکتر  و تاثیر گذارتر است .
شما نیز به این جنبش به پیوندید و پیش از آن از این آموزه ها استفاده کنید .

با تشکر از وبلاگ زرتشت(سهیل)