|
به نام یکتا خالق هستی
مقام زن چه در عصر اوستایی و زمان زرتشت و چه پیش از او در جوامع ایرانی محترم و با ارزش بوده است. البته با ظهور زرتشت و اصلاحات او چنان که از اوستا و قسمت های متقدم آن بر می آید چون امور دیگر مقام زن نیز مورد اصلاحی مصلح و پیامبر قرار گرفت. زن نیز دارای حقوق بود مساوی با حقوق مرد و در جامعه به همان اندازه یی متوانست موثر واقع باشد که یک مرد مر میتوانست منشا اثر باشد . اراده زنان و دوشیزگان چه تا آن هنگامی که در خانه پدر بودند و چه هنگامی که شوهر کرده و به خانه شوهر می رفتند استقلال کامل داشت و قادر بود تا از روی خرد و درک واقعیت و حقانیت خود را ثبوت رسانیده و تحمیل کند.
در یونان که مهد تمدن و آزادی بشریس خوانده اند زن مقام و مو قعیتی نداشت . در خانه پدر و پس از آن در خانه شوهر چون بنده و کنیزی بود. پدر به هنگام شوهر دادنش رای و خواست او را در نظر نمی گرفت و اصولا هیچ دوشیزه یی حق مداخله در سرنوشت خود را نداشت و صاحب اراده نبود آرای پدر و یا شوهران برای دختران و زنان اعم از خوب و بد حتمی الاجرا بود.در هندوستان و یونان و بسیاری از سرزمین ها و ملت ها نیز چنین رسمی شیوع داشت.
در تمام بخش های متقدم اوستا نام زن و مردان نیک روش و پارسا در ردیف هم آ مده است و به همان نسبت زنان و مردان بد راه و معاند راستی نیز با هم نکوهش شده اند. در جایی درخوست یاری و یاوری می شود از برای تمام آن کسانی که پیرو راستی هستند از برای: زنان و مردان و دخترانو پسران و برزیگران... در راه تبلیغ نیکی و پراکندن راه و روش درست زندگی تنها مردان وظیفه ندارند بلکه زنان نیز موظفند. در اجتماع هم زنان مسئولند و هم مردان چون در موقعیت اجتماعی حقوق و مقام در یک طرازند.
آن چه را مرد یا زنی دانست که درست و نیک است آنگاه باید آن را به کار ببندد و دیگران را نیز بیاگاهند تا آن را به کار بندند. آن چنان که هست.(یسنا هات ۳۵ بند ۶ )
اما با این حال جای تاسف است که پس از عصر اوستا در اثر رویدادها و حوادثی بسیار زنان کم کم از آن مقام برجسته خود به زیر کشیده شدند. هر چند گروهی در صدد زنده کردن و احیای قوانین اوستایی بودند اما با این حال درآن آشوب انحطاط صدایشان به جایی نمی رسید.
ما ایرانی هستیم از نسل پیامبر حق و عدالت(زرتشت) پس بیاییم پندارهای نیک را زنده کنیم.
|