<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>زرتشت پیامبر ایران زمین</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/</link>
<description>به وبلاگ دینی,سیاسی و هنری زرتشت سپیتمان خوش آمدید.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 31 Oct 2006 14:00:48 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پراکندگی زرتشتیان در جهان</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به نام&amp;nbsp;پروردگار حق و عدالت&amp;nbsp;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG src=&quot;http://www.siaheh.com/up/images/dokhtar_zartoshti_gat.jpg&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;این که چرا زرتشتیان&amp;nbsp; احساس می کنند که در سده بیستم میلادی&amp;nbsp;به ویژه هویتشان در معرض خطر است دلایل مختلفی دارد که یکی از آن ها پراکندگی پارسیان است. میان زرتشتیان آن سوی آب ها و زرتشتیان بمبئی و گجرات نسبت به سابق هم بستگی های کم تری هست در نتیجه اندازه زناشوییهای آنان بیش تر با دگرکیشان است&amp;nbsp;و این موضوع به همراه کاهش شدید میزان زاد و ولد ار شمار آنان میکاهد. زرتشتیان ایران هم این مسائل اخیر را&amp;nbsp;دارند و هر دو گروه با گسترش سکولاریزم در میان اعضای جوامع خود مواجهند. بنابراین آمارهای جمعیتی نشان نمی دهند که&amp;nbsp;شمار زرتشتیان معتقد چقدر است ولی برای این جماعت به سال ۱۹۷۶ م. عدد گرد شده ۱۲۹ هزار نفر داده شده که از این تعداد ۸۹ هزار نفر در هند پنج هزار نفر در پاکستان پانصد نفر در سریلانکا&amp;nbsp; ۲۵ هزار نفر در ایران (که از این تعداد&amp;nbsp;۱۹ هزار نفر در تهران زندگی می کنند) سه هزار نفر در&amp;nbsp; بریتانیا کانادا و آمریکا و دویست نفردر هم در استرالیا به سر می برند. در این تاریخ گروه هایی کوچکی هنوز هم&amp;nbsp;در هنگ کنک و سنگاپور بودن ولی کوچ نشینهای&amp;nbsp; قدیمی&amp;nbsp; در عدن شانگهای&amp;nbsp; کانتن و جاهای دیگر گاه با از دست دادن تقریبا کل افراد و دارایی های جمعی&amp;nbsp;خود دیگر از حساب خارج بوده اند. اما ایران پارسیان را به اقامت در این کشور تشویق کرده&amp;nbsp;و شماری از&amp;nbsp;آنان هم این دعوت را پذیرفتند بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&amp;nbsp;زرتشتیان علی رغم پراکندگی این چنینی در سطح جهان توان و کاردانی خود را حفظ کردن. آنها به طی دهه های متمادی انجمنهای زرتشتی در بیشتر نقاط جهان تشکیل دادن.در دهه ۱۹۷۰ م پارسیان یک اتحادیه انجمنهای زرتشتی در هند ایجاد کردن و به سال ۱۹۷۵ م نخستین همایش زرتشتیان امریکای شمالی در تورنتو تشکیل شد. مسافرت هوایی&amp;nbsp; این امکان را&amp;nbsp;به وجود&amp;nbsp;آورد که نخستین کنگره جهانی زرتشتیان&amp;nbsp;به سال ۱۹۶۰ م در در تهران برگزار شود و&amp;nbsp;کنگره های چهارم و پنجم در هند&amp;nbsp;ششم در تهران&amp;nbsp;وکنگره&amp;nbsp; هفتم تا یازدهم&amp;nbsp;(۲۸ دسامبر ۲۰۰۰ م تا اول ژانویه ۲۰۰۱ م) در هوستن تگزاس امریکا برگزار شد.(در نقاطهای دیگر نیز بوده که ما برای توضیح&amp;nbsp;به همین موارد اکتفا کردیم)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;دستور جلسات کنگرههای جهانی&amp;nbsp;زرتشتیان&amp;nbsp;این موارد بوده است: ایجاد هنرکده برای تربیت جوانان- ادامه برگزاری کنگره ها جهانی در سه سال برسی مسائل&amp;nbsp; و مشکلات آموزشی و فرهنگی و مذهبی و اقتصادی زرتشتیان- شرایط حاکم بر زرتشتیان در نقاط مختلف جهان- اصلاح ارتباطات مناسب دین زرتشت با جهان نو -مسائل سازمان جهانی زرتشتیان &amp;nbsp;و...&amp;nbsp; .&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;پارسیان این آب و خاک مثل همیشه متوانند با قدرت و استقامت و امید به یاری پروردگار یکتا پرچم اهورایی خود را در سر تا سر این جهان پهناور به نقطه اوج برسانند پس بیایید دستان خود را به هم دهیم تا پندارهای نیک و جاودان این مرز و بوم را&amp;nbsp;بهتر از گذشته&amp;nbsp;زنده کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Oct 2006 14:00:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زن در عصر اوستا</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به نام یکتا خالق هستی&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG height=315 src=&quot;http://www.sepandarmazd.com/images/gallery/zartosht_12.jpg&quot; width=443&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;مقام زن چه در عصر اوستایی و زمان زرتشت و چه پیش از او در جوامع ایرانی محترم و با ارزش بوده است. البته با ظهور زرتشت و اصلاحات او&amp;nbsp; چنان که از اوستا و قسمت های متقدم آن بر می آید چون امور دیگر مقام زن نیز مورد اصلاحی مصلح و پیامبر قرار گرفت. زن نیز دارای حقوق بود مساوی با حقوق مرد و در&amp;nbsp; جامعه به همان اندازه یی متوانست موثر واقع باشد که یک مرد مر میتوانست منشا اثر باشد . اراده زنان و دوشیزگان چه تا&amp;nbsp; آن هنگامی که در خانه پدر بودند و چه هنگامی که شوهر کرده و به خانه شوهر&amp;nbsp; می رفتند استقلال کامل داشت و قادر بود تا از روی خرد و درک واقعیت و حقانیت خود را ثبوت رسانیده و تحمیل کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;در یونان که مهد تمدن&amp;nbsp;و آزادی&amp;nbsp;بشریس خوانده اند زن مقام و مو قعیتی نداشت&amp;nbsp;. در خانه پدر و پس&amp;nbsp;از آن در خانه شوهر&amp;nbsp;چون بنده و کنیزی بود. پدر به هنگام شوهر دادنش رای و خواست او را در نظر نمی گرفت&amp;nbsp; و اصولا هیچ دوشیزه یی حق مداخله در سرنوشت خود را نداشت و صاحب اراده نبود آرای پدر و یا شوهران برای دختران و زنان اعم از خوب و بد حتمی الاجرا بود.در هندوستان و یونان و بسیاری از سرزمین ها و ملت ها نیز چنین رسمی شیوع داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;در تمام&amp;nbsp;بخش های متقدم اوستا نام زن و مردان نیک روش و پارسا در ردیف هم&amp;nbsp; آ مده است و به همان نسبت زنان و مردان بد راه و معاند راستی نیز با هم نکوهش شده اند. در جایی درخوست یاری و یاوری می شود از برای تمام آن کسانی&amp;nbsp; که پیرو راستی هستند از برای: زنان و مردان و&amp;nbsp;دخترانو پسران و برزیگران... در راه تبلیغ نیکی و پراکندن راه و روش&amp;nbsp; درست زندگی تنها مردان وظیفه ندارند بلکه &amp;nbsp;زنان نیز موظفند. در اجتماع هم زنان مسئولند و هم مردان چون در موقعیت اجتماعی حقوق و مقام در&amp;nbsp; یک طرازند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;آن چه را مرد یا زنی دانست که درست و نیک است آنگاه باید آن را به کار ببندد و دیگران را نیز بیاگاهند تا آن را به کار بندند. آن چنان که هست.(یسنا&amp;nbsp; هات ۳۵ بند ۶ )&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;اما با این حال جای تاسف است که پس از عصر اوستا در اثر رویدادها&amp;nbsp; و حوادثی بسیار زنان کم کم از آن مقام برجسته خود به زیر کشیده شدند. هر چند گروهی در صدد زنده کردن و احیای قوانین اوستایی بودند اما با این حال درآن آشوب انحطاط صدایشان به جایی نمی رسید.&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;ما ایرانی هستیم از نسل پیامبر حق و عدالت(زرتشت) پس بیاییم پندارهای نیک را زنده کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Oct 2006 12:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول(قسمت پایانی)</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به نام یکتا خالق هستی اهورامزدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG height=421 src=&quot;http://www.sepandarmazd.com/images/gallery/zartosht_19.jpg&quot; width=352&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;نامهای کهن زرتشت در اساطیر کهن آذری ده ده قورقود&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سر انجام در این رابطه لازم می آید که به نامهای کهن زرتشت در اساطیر آذری ده ده قورقود پرداخته شود: در اساطیر کهن خود مردم آذربایجان که در نزد ترک زبانان باستانی آذربایجان شمالی (اران یعنی کشور ایرج= کورش/ زرتشت) در مجموعهً اساطیری ده ده قورقود (یعنی پدر آتش مقدس یا تجربه ها، در واقع اوستا و شاهنامهً ترکی زبانان جنوب قفقاز)به یادگار مانده است، نام زرتشت به سه صورت ذکر گردیده است: یکی در شکل خود ده ده قورقود یعنی پدر تجارب ( همان اران خردمند خبر موسی خورنی) ودیگری به شکل ایمران (بی مرگ) پسر بکیل (مرد خداگونه) و سومی در نقش بامسی بئیرک (روشن اندام) پسر بای بورا (یعنی خان زرین)؛ که از این میان ده ده قورقود اندرزگوی سرود خوان کتاب است و به نظر می رسد نام دومی یعنی ایمران از اساطیر گرجی مربوط به زرتشت به آذربایجان شمالی یعنی اران رسیده است؛ چه در اسطورهً گرجی معروف امیران؛ زرتشت و کورش پارسی در رابطه با هم تحت اسامی امیران یعنی شاهزادهً بی مرگ و کورشای پلنگ مانند ذکر شده اند. اما از این میان زرتشت در نقش بامسی بئیرک (زرین تن یا روشن)، که آن به وضوح مترادف القاب معروف وی یعنی زریادر (زرین پیکر) ، زئیری وئیری اوستا(زریر شاهنامه، به معنی لفظی زرین مو) وخود نامهای سپیتاک (فرد سفید) و زرتشت (زرتوشترا، یعنی زرین اندام) و بودا (مّنور)می باشد، بیشتر به اصل زرتشت تاریخی یعنی سپیتاک پسر سپیتمه شبیه مانده است، چه اسطورهً زندگی وی حتی اصیل تر از زرتشت اوستا بر جای مانده است: اسطورهً بامسی بئیرک در کتاب ده ده قورقود در قالب دو روایت ذکر گردیده است، یکی داستان تولد وی و احقاق حق مردم از راهزنان و ازدواج با چیچک بانو ( یعنی گل اندام) دختربای بیجین که منظور همان آتوسا دختر معروف کورش است که در این رابطه به مدت 16 سال به سرزمین دوردستی (منظور بلخ) به تبعید می رود که می دانیم آن همچنین اساس اسطورهً معروف ایرانی بهرام (وهران ، اران نیک ،آرای زیبا، زرتشت) و گل اندام (آتوسا) و حیدر (تیگران، یعنی پهلوان پلنگ مانند پسر زرتشت) می باشد. در اسطوره چنانکه واقعیت داشته وی ازآن سرزمین دور دست (بلخ) پیروز مندانه به سوی وطن باز می گردد. اسطورهً دیگربامسی بئیرک مربوط به فاجعهً ترور وی به دست اوروز(اعلیحضرت، منظور داریوش) و شش تن همدستانش است که روایت دیگری از همان ترور شدن گئوماته زرتشت به دست داریوش و شش تن اشراف پارسی همدست وی می باشد که کتیبهً بیستون داریوش و تاریخ هرودوت به صراحت از آن یاد کرده اند. در جمهوری آذربایجان عهد اتحاد جماهیر شوروی فیلم جالب ده ده قورقود را بر اساس همین اسطورهً بامسی بئیرک ساخته اند، بدون آن که بدانند شخص ده ده قورقود و بامسی بئیرک در اصل همان سپیتاک زرتشت تاریخی می باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بر گرفته از فرهنگ و اندیشه زرتشتی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Oct 2006 16:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدیر وبلاگ</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به نام اهورامزدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.modares.ac.ir/sci/alizaden/Lab/analytical%20chemistry/image/picture/takht%20jamshid/perspolis.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;سلام به همه دوستان عزیزم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;اول از همه ممنون از نظرات خیلی خوبتون به من خیلی کمک کرد تا وبلاگ رو یکم بهترش کنم . امیدوارم تا الان از مطالب وبلاگ استفاده کرده باشین. توی این مدت یکم من سرم شلوغتر شده باید برم دانشگاه و درس و کار و... کلا شاید یکم دیر به دیر بیام نت ولی نمیزارم مشکلی در به روز کردنم به وجود بیاد . یکی از دلیلهایی که من&amp;nbsp;هر روز آپ نمکنم اینکه میخوام بچه ها مطلب رو مطالعه کنن به یه مطلب دیگرو شروع کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;راستی قالب جدید رو&amp;nbsp;دیدید اینم از کارای دوست عزیزم عاطفه هستش که همیشه به من لطف داره و در کار این وبلاگ خیلی به من کمک&amp;nbsp;میکنه مثل همیشه آرزوی موفقیت تو همه کاراش رو میکنم&amp;nbsp;. روی وبلاگ موزیک هم گذاشتیم که امیدوارم شما ارش لذت ببرین. ببخشید توی این دو روزه چون ما داشتیم روی قالب کار میکردیم وبلاگ باز نمی شد و الان هم وبلاگ دیر بالا میاد این به خاطر حجم بالای وبلاگ هستش که ما سعی میکنیم درستش کنیم امیدوارم شما دوستان&amp;nbsp; این مشکلات رو بر ما ببخشید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;در قسمت لینک وبلاگ یک مشکلی به وجود آمده که ما در حال حل مشکل هستیم دوستانی که ما آنها رو لینک کردیم ما رو ببخشن ولی ما تمام آدرسهای آنها رو داریم و در لینک قرار خواهیم داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;بعضی از دوستان سوال کردن شما از کجا این مطالب رو گرد آوری میکنین ما این مطلب ها رو که در وبلاگ قرار میدیم زیرش اسم یا منبع رو می نویسیم چشم از این به بعد سعی می کنم کامل تر در مورد منابع توضیح بدم که دوستانی که بیشتر علاقه مند هستن بیشتر استفاده کنن.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;من بر آنم تا نخست در روان مردمان راستی و نیکی را بر انگیزانم و منشی نیکو برای شان بسازم. تا پایدارم و خواهم توانست&amp;nbsp;در این راه پیش&amp;nbsp;خواهم رفت . چون نیک آگاهم که این شیوه اهورایی چه پایان خوشی&amp;nbsp;در پی دارد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;یسنا. هات۲۸&amp;nbsp; بند۴&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;زیر ساییه پروردگار حق و عدالت پیروز باشین. بدرود...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Oct 2006 10:47:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول(قسمت ششم)</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به نام پروردگار یکتا اهورامزدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 436px; HEIGHT: 352px&quot; height=372 src=&quot;http://www.iraniansociety.org/images/old_iran/b0.jpg&quot; width=596&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;شهر و روستای زادگاهی زرتشت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نگارنده براساس تحقیقات اساسی دکترجمشید جی مودی بر این نتیجه رسیده است که روستای مغانجیق شهرستان مراغه همان روستای زادگاهی زرتشت سپیتمان می باشد: در سفر اخیر خود به مراغه، برادرزاده ام خبری را ازیکی از اهالی همین روستای مغانجیق شهرستان مراغه (روستای واقع درپیچ رود دارجهً کتب پهلوی) نقل کرد که جای تردیدی در روستای زادگاهی بودن این روستا باقی نمی گذارد: این فرد ساکن روستای مغانجیق- که نام روستایشان در پهلوی به معنی جالب توجّه جایگاه مغان است- بعد از شنیدن خبر وجود غار زیرزمینی هیدای نیش (کاخ زیرزمینی) که در کتب پهلوی غارگرگان نیز نامیده شده ودرکنار روستای زادگاهی زرتشت قرارداشته ، گفته بود که &quot;این غار باید همان غار باستانی گیرک کُهل روستای مغانجیک ما باشد.&quot; پیداست که نام ترکی گیرک (به معنی چهل) از تحریف واژهً گرگ پهلوی حادث شده است. نگارنده خود در دوران کودکی از کودکی اهل این روستا بود خبر وجود این غارعجیب باستانی را شنیده بود، ولی آن هنگام نام محلّی این غار ناگفته مانده بود.دراین ناحیه نام رود مقدّس اوستایی دائیتی (رود شایسته یا خرفسترغان) که شعبهً رود گوتستین (پرآب) بوده به راحتی قابل شناسایی است، چه این همان موردی چای شهرستان مراغه است که شعبهً رود بزرگ جئغاتی (زرینه رود) است. آن سوی میاندوآب، جنوب جئغاتی، رود تاتائو (سیمینه رود) هیئت اوستایی نام خود را که به معنی رودخانهً کوچک است، حفظ نموده است. رود اوستایی دارجه (دراز) که شعبهً رود دائیتی به شمار رفته، همان رودخانهً مغانجیق است که روستای زادگاهی رزتشت یعنی مغانجیق شهرستان مراغه درپیچ آن قرار دارد.در اوستا و کتب پهلوی در این ناحیه ، که در اوستا ایرانویج (ایران اصلی) نامیده شده، ازکوهی به نام کوئیریس (یعنی رشته کوه یا کوهی که به شکل گردنبند است) سخن رفته، که بی شک همان کوهستان شرق مراغه یعنی کیلگزی (کوئیرگاسی) می باشد. در اساطیر اسلامی نام زرتشت در مقام وزیر دانا وخیرخواه سلیمان (کورش سوم) و گشتاسپ (پدر داریوش) آصف ابن برخیا (برگزیده پسر فرد مقدّس) آمده است. پیداست این نام از ترجمهً عربی نام سپیتاک پسر سپیتمه (زرتشت سپیتمان) پدید آمده است. در باب هیئات کهن یونانی خود نام زرتشت باید گفت که هیئت زُرُآسترا به همان معنی دارندهً تن زرین و نورانی است. امّا دو نام یونانی دیگر زرتشت که به صور زابراتاس (زاوراتاس) و آسروسوتس آمده اند باید به معنی نورانی یا درشت اندام و مؤبدسودمند آتش گرفته شوند چه همانطوری که گفته شد اینها خصال برجستهً ویژهً زرتشت سپیتمان بوده اند. یونانیهای باستان به درستی زرتشت را اهل ماد (در اصل مادکوچک، آذربایجان) به شمار آورده اند. چنانکه گفته شد ماندانا (آمیتی دا، دختر آستیاگ) دراصل نه مادر کورش بلکه مادر زرتشت بوده است.نام مادرکورش (فریدون) بنابرشاهنامه، فرانک (سیاه گوش) نام داشته است و این با خبر هرودوت که دایهً کورش را تحت نام سپاکو (سگسان) معرفی کرده همخوانی کامل دارد. سرانجام درمورد ریشهً نامهای رغه و مراغهً آذربایجان،بدین نتیجهً اصولی رسیده ام که هردو این نامها را باید براساس فرهنگنامه های فارسی به معنی مرغزار و چمنزار گرفت چه اشارات صریح کتب پهلوی مبنی براین که شهر رغهً آذربایجان (رغهً زرتشت) از سه بخش آسرون نشین(مؤبدنشین) وارتشتارنشین(جنگجونشین) وواستریوش نشین(کشاورز و دامدارنشین) تشکیل شده بود، معلوم می دارد که هر دوی نامهای رغه و مراغه مترادف هم به معنی مرغزار وآن در اصل اسم همین قسمت شرقی یعنی بخش کشاورز وباغدارشهررغهً آذربایجان(مراغه) بوده است وخود این سه بخش بیشتر تحت نام بخش میانی آن، برزه و هروم (یعنی شهرمرتفع) خوانده می شده است. چون دو بخش دیگراین شهرمرکزی آذربایجان قدیم نیز نامهای خود را در اسامی روستاهای چیکان (محّل داوران دینی)- مغانجیق(جایگاه مغان) وناحیهً کاراجیق(جای جنگجویان= آرسیانشی کتیبه های آشوری)- علمدار(واقع در 8 کیلومتری جنوب شرقی مراغه) حفظ کرده اند. این دو بخش ماتوستانا (جای کتابخانه) وکزکا (کزنا، یعنی شهرمرکزی) نیز نامیده شده اند. گفتنی است اسامی قدیمی دیگر شهرمراغه یعنی افرازیهارود، افراهرود، امدادهارود واندادهه رود به وضوح اشاره به ویژگی موقعیّت رودصافی درمشروبسازی اراضی این شهر باستانی دارند. نام اوستایی رود صافی &quot;ویتنگوهئیتی&quot; است که به همان معنی لفظی دارندهً آب کاملاٌ صاف و زلال می باشد. در اوستا وکتب پهلوی همچنین نام کوههای بزرگ آذربایجان یعنی سهند و سبلان به صور اسنونت (کوه دارندهً ارتفاع زیاد) و هوگرواوسیند (کوه سودمند پاک و روشن) آمده اند. کتیبه های آشوری و اورارتویی نام کوه سهند را به صور آوائوش و آواوسئی آورده اند که اینها را نیزمی توان بسیار بلند معنی نمود. این اسامی کوه سهند به وضوح یادآورعوص تورات یعنی زادگاه ایّوب- زرتشت است.طبق کتب پهلوی نیز کوه سهند در جوار زادگاه زرتشت یعنی رغه (مراغه) قرار گرفته بود وآتشکدهً آن یعنی آذرگشنسب که اکنون ویرانه اش قایین دگبه(آتشگاه استوار) نامیده میشود منزلت مشهد کنونی خراسان را داشت. درباب کتاب دینی منسوب به زرتشت یعنی اوستا گفتنی است که نظر به کلمهً اوستایی &quot;آویستی&quot; (دانش و آگاهی) می توان آن را مترادف با وداهای آریاییان هندی به معنی &quot;دانش دینی&quot; گرفت. خود نام قوم ودیار زرتشت یعنی ماد در سانسکریت مترادف با آریا به معنی پاک و نجیب و درزبانهای ایرانی به معانی دانا و میانی ونجیب بوده است.(ادامه دارد...)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بر گرفته از فرهنگ و اندیشه زرتشتی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Oct 2006 16:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نيچه و زرتشت </title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;به نام&amp;nbsp;پروردگار یکتا اهورامزدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 331px; HEIGHT: 213px&quot; height=187 src=&quot;http://www.zoroaster.com/images/photog3.gif&quot; width=403&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;فريدريش ويلهلم نيچه (۱۸۴۴-&amp;shy;۱۹۰۰) را فيلسوفِ فرهنگ ناميده اند، زيرا درگيریِ اصلیِ انديشه‌یِ او با پيدايش و پرورش‌ و دگرگونی‌هایِ تاريخیِ فرهنگ‌هایِ بشری ست، به‌ويژه نظام‌هایِ اخلاقی‌شان. تحليل‌هایِ باريک‌بينانه‌یِ درخشانِ او از فرهنگ‌هایِ باستانی، قرونِ وسطايی، و مدرنِ اروپا، و ديدگاه‌هایِ سنجشگرانه‌یِ او نسبت به آن‌ها گواهِ دانشوریِ درخشانِ او و چالاکیِ انديشه‌یِ او به عنوانِ فيلسوفِ تاريخ و فرهنگ است. اگرچه چشمِ نيچه دوخته به تاريخ و فرهنگِ اروپا ست و دانشوریِ او در اساس در اين زمينه است، امّا از فرهنگ‌هایِ باستانیِ آسيايی، به‌ويژه چين و هند و ايران، نيز بی‌خبر نيست و به آن‌ها فراوان اشاره دارد، به‌ويژه در مقامِ همسنجیِ فرهنگ‌ها. او بارها از ’خردِ‘ آسيايی در برابرِ عقل‌باوریِ مدرن ستايش می‌کند(2). &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;نيچه دانشجویِ درخشانِ فيلولوژیِ کلاسيک (زبان‌شناسیِ تاريخیِ زبان‌هایِ باستانیِ يونانی و لاتينی) بود و پيش از پايانِ دوره‌یِ دکتری در اين رشته به استادیِ اين رشته در دانشگاهِ بازل گماشته شد. دانشِ پهناورِ او در زمينه‌یِ زبان‌ها، تاريخ ، و فرهنگِ يونانی و رومی در بحث‌هایِ فراوانی که در باره‌یِ آن‌ها می‌کند آشکار است و نيز در اشاره‌هایِ بی‌شماری که در سراسرِ نوشته‌هایِ خود به آن‌ها دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 width=208 align=left bgColor=#c3d3f2 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD bgColor=#ffffff&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG height=1 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.nitroproxy.com/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5iYmMuY28udWsvd29ybGRzZXJ2aWNlL2ltYWdlcy9mdXJuaXR1cmUvY2xlYXIuZ2lm&quot; width=5&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV class=inlineboxquote&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG height=13 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.nitroproxy.com/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5iYmMuY28udWsvd29ybGRzZXJ2aWNlL2ltYWdlcy9pbnRlcmFjdGl2aXR5L3F1b3Rlc19xdW90ZWJveF85OS5naWY%3D&quot; width=24 border=0&gt;&amp;nbsp;من می‌بايد به يک ايرانی، به زرتشت، ادایِ احترام کنم. ايرانيان نخستين کسانی بودند که به تاريخ در تمامیّتِ آن انديشيدند.&lt;BR clear=all&gt;&lt;IMG height=13 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.nitroproxy.com/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5iYmMuY28udWsvd29ybGRzZXJ2aWNlL2ltYWdlcy9pbnRlcmFjdGl2aXR5L3F1b3Rlc19xdW90ZWJveF82Ni5naWY%3D&quot; width=24 align=left border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=six&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=inlineboxauthor&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;نيچه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext&gt;&lt;!-- end_story --&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;او دستِ کم دو کتابِ جداگانه در باره‌یِ فرهنگ و فلسفه‌یِ يونانی دارد، يکی زايشِ تراژدی، (3) و ديگری فلسفه در روزگارِ تراژيکِ يونانيان (4)، که هر دو از نخستين کتاب‌هایِ او هستند. آشنايیِ دانشورانه‌یِ او با تاريخ و فرهنگِ يونان و روم، و مطالعه‌یِ آثارِ تاريخیِ بازمانده از آنان، سببِ آشنايیِ وی با تاريخ و فرهنگِ ايرانِ باستان نيز بود. زيرا ايرانيان، به عنوانِ يک قدرتِ عظيمِ آسيايی، نخست با دولت‌شهرهایِ يونانی و سپس با امپراتوریِ روم درگيریِ دايمی داشتند در مجموعه‌یِ نوشته‌هایِ او، شاملِ پاره‌نوشته‌ها و يادداشت‌هایِ بازمانده (5) در دفترهایِ او، که حجمِ کلانی از کلِّ نوشته‌هایِ او را شامل می‌شود، از ايرانيانِ باستان فراوان ياد می‌کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=storytext&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;دل‌بستگیِ نيچه به ايران و ستايشِ فرهنگِ باستانیِ آن را در گزينشِ نامِ زرتشت به عنوانِ پيام‌آورِ فلسفه‌یِ خود می‌توان ديد و نيز نهادنِ نامِ وی بر کتابی که آن را مهم‌ترين اثرِ خود می‌شمرد، يعنی چنين گفت زرتشت(6). نيچه توجّهِ خاصّی به تاريخِ ايرانِ دوره‌یِ اسلامی نشان نمی‌دهد، اگرچه گاهی نامی از مسلمانان می‌برد و دستِ کم يک بار از حشّاشون با ستايش ياد می‌کند(7). در يادداشت‌هایِ او يک‌بار نامی از سعدی ديده می‌شود با نقلِ نکته‌پردازی‌ای از او؛ امّا نامِ حافظ را چندين بار می‌برد و در باره‌یِ شعر و ذهنیّتِ او سخن می‌گويد...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Oct 2006 02:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدیر وبلاگ</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;به نام اهورامزدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 262px; HEIGHT: 314px&quot; height=314 src=&quot;http://www.pacinst.org/images/salton_sea_milt_friend_320px.jpg&quot; width=320&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt;سلام به دوستان عزیزم:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt;امیدوارم هرجای هستید خوب و خوش و سلامت باشین که یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند سلامتی که به انسان بخشیده. راستی ممنون از نظرات ارزشمند و خیلی مفیدتون و امیدوارم وبلاگ جوری باشه که شما به مطالعه ادامه مطالب تشویق بشین اینجوری که من قسمت نظر سنجی وبلاگ رو دیدم۹۷٪ از دوستان به وبلاگ نظر مثبت دادن که این موضوع ما رو تشویق به ادامه کار می کنه . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt;عزیزان&amp;nbsp;&amp;nbsp;در خواست معرفی کتاب کرده بودن که من هم در قسمت آرشیو موضوعی قسمتی برای این موضوع اختصاص دادم که امیدوارم بهتون کمک کنه.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بعضی از دوستان هم تمایل به تبادل لینک داشتن که اگر&amp;nbsp;به درج لینک خود در این وبلاگ علاقه دارین در قسمت تالار گفتگو نام وبلاگ خودتون رو بنویسید که من اون رو در قسمت مربوط درج کنم. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt;راستی از من سوال کرده بودن که من زرتشتی هستم یا نه. بله من زرتشتی هستم و&amp;nbsp;به این موضوع بسیار افتخار میکنم&amp;nbsp;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt;و در آخر باید از دوست عزیزم عاطفه جان تشکر بکنم که من رو برای ادامه کار این وبلاگ خیلی کمک کرده وبرای او آرزوی موفقیت در زندگی میکنم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;تو را پاک و با راستی و نیکی یکسان شناخم ای اهورامزدا. تو را آن چنان شناختم که بی آغازی و بی انجام-که پاداش ها را به دادخواهی داد از گفتارها و کردارها.پاداش خوب به خوبان و پاداش بد به بدان. و چنین روا خواهد بود تا روز واپسین.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;یسنا . هات۴۳ بند۶&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffcc33&gt;زیر ساییه اهورامزدا موفق و پیروز باشین.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Oct 2006 10:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول(قسمت پنجم)</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;STRONG&gt;به نام یکتا پیامبر ایران زمین&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 432px; HEIGHT: 321px&quot; height=321 src=&quot;http://www.brutallyhonest.org/photos/uncategorized/god.jpg&quot; width=640&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;ایّوب وزکریای تورات و لقمان وصالح قرآن(دارندهً شترزرین) نیز همان زرتشت سپیتمان می باشند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نام لقمان حکیم قرآن به معنی فرزانهً درشت اندام به وضوح حاکی ازیکی بودن وی با گئوماته زرتشت( بودای بامیان) می باشد. ضمن این مقاله سند این موضوع ارائه گردیده و اثبات یکسانی زرتشت با زکریا وصالح به مقالهً دیگری موکول میشود. ابتدا این سؤال پیش می آید که آیا در تورات نیز نام و نشانی از زرتشت به میان آمده است یا نه. به نظر من جواب آری است چه ایّوب (به معنی لفظی مورد خصومت قرار گرفته) به وضوح، همان زرتشت سپیتمان است که این با داستانهایی که مربوط به دوران کودکی و خصوصاٌّ نو جوانی وی می باشد کاملاٌ جور در می آید چه داستانهای زندگیش سرشار ازخصومتهایی است که بر وی روا شده است. این نام توراتی و قرآنی د ر خود تورات به معنی &quot; فرد مورد خصومت و امتحان خدا قرار گرفته&quot; مفهوم شده است. بسیار جالب است که در کتاب تاریخی کهن فضایل بلخ نام زرتشت با همین صورت عبری آن یعنی ایّوب بیان شده است. سامی نبودن و بیگانه بودن این نبی توراتی و قرآنی از آن جا مشّخص می گردد که برای وی شجره نامه ای ذکر نمی گردد. چنان که اشاره شد قرآن این نام توراتی زرتشت را نیز می شناسد، ولی در آن وی بیشتر تحت همان عنوان صالح (نیکوکار) و پدرش هود(دانای نیک) معرفی گشته و سورهً یازدهم آن به نام آنها هود خوانده شده است. در تورات نیز- که در آن نام هود ذکر نمی شود- نامی ازعاد به میان آمده که در رابطه با لمک (آستیاگ، آخرین پادشاه ماد) است؛ امّا در این جا آن نام زن اسطوره ای لمک به شمار رفته است که در واقع اشاره به نام قبیلهً مادی مغان ( قوم عاد) می باشد. قابل تّوجه است که ازاین طوفان خانمان بر انداز و قتل عام در اسطورهً توراتی ایّوب نیز یاد می شود که در این وقایع اسفناک وی خانواده و کسان و ثروت خویش را از دست می دهد. تورات مطابق اوستا تعداد دختران ایّوب - زرتشت را سه تن آورده است، ولی تعداد پسران ایّوب هفت تن و تعداد پسران زرتشت سه تن ذکر شده اند. اساطیر اسلامی مذکور در قصص الانبیاء- که ایّوب را مانند گئوماته/ زرتشت حامی فقرا معرفی می نمایند- تعداد دختران ایّوب را همان سه تن و تعداد پسران وی را چهارتن ذکر می کنند که به رقم اوستایی و پهلوی فرزندان زرتشت سپیتمان یعنی سه پسر و سه دختر بسیار نزدیک است. درتکمیل اثبات یکی بودن ایّوب وزرتشت گفتنی است که طبق روایات اسلامی وکلیمی وزرتشتی دایهً دوران مباحث موفقیّت آمیزو مصائبشان زنی است که تصّورمیکند زرتشت- ایّوب توّسط گرگ دریده شده است. باید خبر یکی بودن ایّوب و زرتشت توّسط یهودیان بومی سمت بلخ به نویسندهً کتاب فضایل بلخ رسیده باشد چه دردورهً مسلمین یهودیان درنواحی بلخ وشهرمیمند(یهودیهً افغانستان) بومی بوده و از عهدباستان در این نواحی به امر تجارت اشتغال داشته اند چون منابع کهن آشوری و یونانی ازاعرابی شرقی صحبت می دارند که بین بلخ و گرگان می زیسته اند. پیداست که منظور از اعراب شرقی در اینجا خویشاوندان کلیمی ایشان بوده اند: گفتنی است که نام تاتها و تاجیکان (دادیکان خبر هرودوت)- که آنها را نام اولاد یهود و اعرابی به شمار آورده اند که در میان ایرانیان بزرگ شده اند- باید متعّلق به همین یهودیان شرقی باشند. براین اساس نامهای دادیک (عادل)، تات(به عبری یعنی بخشندهً متمّول)،تاجیک، تازی،ذت و سرت را می توان صاحبان عادل کالا و تاجرامین گرفت چه یونانیان باستان این مردم را خیّرنامیده اند. زبان ایرانی اینان بی تردید از دربیکها(پارسیان دروسی،سکاییان برگ هئومه،دروپیکیان، دریها) گرفته شده است. خود دربیکها و دادیکان در هم آمیخته و ملّت تاجیک را تشکیل داده اند و اکنون دری تنها به زبان ایشان اطلاق میشود. جالب است که تاتهای آذربایجان به دین کلیمی خویش باقی مانده اند، گرچه از لحاظ زبان ایرانی شده اند. نام هندواروپایی کهن چین و آسیای میانی یعنی سریکا باید در اصل متعّلق بدینها بوده باشد چه همانطوریکه اشاره شد تاجیکان ماوراءالنهر را سارت (سرها، صاحبان کالاها) نیزخوانده اند. براین اساس گئوماته زرتشت به هنگام فرمانروایی باختر (بلخ) با این مردم تجارت پیشهً یهودی- ایرانی تماس نزدیک داشته است. دلایل قاطعی که جای هیچگونه شّک وشبهه ای در یکی بودن زرتشت و ایّوب باقی نمی گذارند یکی همانا مشترک بودن نام دختران ایشان است چه نام ایشان که به ترتیب فرنی(فزونی)، ثریتی (نهایی) وپوروچیستا(جوان پردانش) بوده در تورات به جمیمه (فزونی)، قصیه(آخری) وقرن هپوک(جوان زیبا) ترجمه شده است. و دیگری مشترک بودن نام زادگاه ایشان است:ایّوب تورات اهل ناحیهً غریبه ای به نام عوص به شمار رفته است. این کلمه در زبان اوستایی به معنی شهر واقع دربلندی است. بنابراین معلوم میشود که مراد از آن همان شهررغهً آذربایجان بوده که بیشترتحت نامهای قسمت میانی آن به برزه و هروم بوده که این هردوبه معنی شهر واقع دربلندی می باشند. چنان که گفتیم این شهر، خاستگاه و محّل فرمانروایی اوّلیّهً زرتشت بوده است. چنانکه گفته شد ایّوب تورات اهل ناحیه ای به نام عوص به شمار رفته است. این کلمه در زبانهای ایرانی از ریشهً همان کلمهً اوس اوستایی بوده و به معنی مرتفع می باشد. این معنی وقتی بسیار قابل توّجه میگردد که در می یابیم خود نام شهر زرتشت یعنی برزه (رغه) نیز به همین است.هود قرآن را در زبانهای عربی و عبری همچنین می توان مترادف باالقاب زرتشت یعنی گئوماته و گئوتمه وپاتی زیت به معنی دانای سرود دینی گرفت. بنابراین به طور قطع و یقین می توان گفت که نام هود قرآن از ترجمهً همین القاب سپیتاک زرتشت (درخشان و دانای سرود دینی) و نام پدر وی هوم (دانای نیک) حادث شده است. به طوری که گفته شد خود نام زرتشت در مجموع به معنی دارندهً تن زرین و نورانی می باشد و جزء اول نام زرتشت نیز به شکل ایرانی آن درنام زئورای اساطیر اسلامی، به معنی زرین باقی مانده است. به طوریکه بیان کردیم این، نام نیای ا سطوره ای قوم عاد (مغان) به شمارآمده است. چنانکه اشاره شد تورات واقعهً کشته شدن گئوماته زرتشت را در داستان استر و مُردخای بیان می کند: در اصل این اسطوره هدسا(استر) همان آتوسا دختر معروف کورش می باشد که به عقد کمبوجیه نیز در آمده بود و مُردخای (در اصل مردیو کای، &quot;حاکم روستاهای بسیار&quot;) از سویی همان مردیس (دارای روستاهای فراوان، برادر گئومات)،از سوی دیگر بردیه پسر کورش است و شخص وزیر شاه یعنی هامان(حافظ سرودهای دینی، به عبری یعنی فراوان زمزمه کننده) خود گئوماته زرتشت است که به قول داریوش معابدی را که وجودشان با آیین مغان سازگاری نداشت ویران میکرد و پادشاه عامل قتل هامان (گئوماته زرتشت) نه خشایارشا بلکه پدر وی داریوش میباشد. دشمنان ادّعایی مورد کشتار یهود هم در اصل همان مغان بوده اند که در آغاز حکومت داریوش، روز قتل گئومات، به تعدادی (شاید نه چندان زیاد) کشتار شدند. به هر حال شایع بوده که پارسیان روز قتل گئومات مغ کشی (به قول یونانیها ماگوفونی) وسیعی راه انداختند و این روز را بعدها به طور مفّصل جشن می گرفته اند. در تورات این مغ کشی را یهود با جشن پوریم خویش مطابقت داده اند. کتسیاس مورّخ یونانی نیز نظیرتورات از شکایت گئومات (سپندات، سپیتاک وپاتی زیت خبر هرودوت ، هامان تورات) از بردیه در حضور شاه (در این جا منظور کمبوجیه) و به قتل رسیدن بردیه سخن گفته است. در اساطیر دورهً اسلامی زرتشت تحت عناوین عُلوان (بلند قامت) و شّداد (قّوی) نیز آورده شده است که در این اسامی مفهوم لقب زرتشت یعنی تنائوکسار (بزرگ تن) بهتر بر جای مانده است. گفتنی است شّداد فرزند عاد (مغ) به شمار رفته و عُلوان نام سردار وی تصّورگردیده است. نام سرزمین شّداد یعنی ارم که در تورات با نام اسطوره ای ظّله( یعنی دلخوشی) مشخّص گردیده است باید همان سرزمین لران بختیاری باشد چه نام اوستایی فرذاخشتی (=بختیار ) نیز نیای اسطوره ای مردم همین سرزمین را نشان می دهد. می دانیم که گئوماته- زرتشت در جوار سرزمین لُران و کُردان به قتل رسیده است و نامهای اساطیری ارماییل و کُرماییل در شاهنامه نشانگر لُرها و کُردها می باشند. گفتنی است مفهومی مشابه با ارم (سرزمین آرامش و آسایش) در کنار رود کورای قفقاز نیزوجود داشته است چه منابع کهن ارمنی و یونانی نامهای آنجا را گاردمان (بهشت) و کامبیسن (سرزمین کامروایی) آورده اند.(ادامه دارد...)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بر گرفته از فرهنگ و اندیشه زرتشتی&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Sep 2006 20:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول(قسمت چهارم)</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به نام اهورامزدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;IMG src=&quot;http://content.answers.com/main/content/wp/en/thumb/0/09/180px-Zartosht.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;هود قرآن وهامان تورات در اصل همان سپیتمه و زرتشت سپیتمان می باشند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در زمانی که ادیان باستانی مهّم جهان شکل می گرفت یعنی تقریباٌحدود بین سالهای 330-600 پیش از میلاد ایران ابرقدرت شناخته شدهً جهان بود و بدین سبب تورات و قرآن نیزنظیر تاریخ هرودوت حاوی اخبار زیادی در باب ایرانیان می باشند:میدانیم در قرآن از قومی بائده یعنی معدوم شده ای به نام عاد سخن رفته که رهبر دینی- سیاسی اصلی ایشان هود نام داشته است. نگارنده را قبلاٌ عقیده براین بود که هود در اصل همان هوتها یعنی ایزد باران و رعد کاسیان (اسلاف لُران) بوده است؛ ولی اخیراٌ دلیل منطقی تری یافته ام که نظر قبلی را منتفی مینماید چه کاسیان حکمرانان بین النهرین در اواسط هزارهً دوم پیش از میلاد بوده اند و این نسبت به زمان محمّد و قرآن بسیار دوراست. ثانیاٌ خود نام عاد ارتباط و ترادفی با نامهای کاسی (آرمانی و خوشبخت) و لُر(نوازنده) نداشته است. ثالثاٌ از هود به عنوان رهبر دینی مردم عاد یاد شده، نه خدای قبیله ای ایشان؛ بنابراین بنابه دلایل آشکاری که ذیلاٌ شرح داده خواهد شد قوم عاد باید همان قوم فراموش شدهً مغان باشد که از مادها (نجبا) بوده اند. زیرا هم نام قوم و هم نام رهبر نامی ایشان مناسبتی تامّ با قوم عاد و رهبرشان هود(=هوم اوستا، دانای نیک) دارد: چه نام قوم مغان یعنی واژهً مغ دقیقاٌ به لغت اوستایی به معنی انجمنی است که این از سوی دیگر معنی لفظی نام عبری عاد نیز می باشد. درکنار آن کلمات سامی حوت درزبان کُردی (به معنی مرد بلندقامت، لندهور) و هود زبان عبری را داریم که به معنی باشکوه و درخشان است. بنابراین به سمت گئوماته زرتشت بلندقامت کشیده می شویم که هم منابع یونانی و هم اساطیر زرتشتی صریحاٌ به قامت بلند وی اشاره کرده اند. اصلاٌ مسلم به نظر می رسد دو نام اساطیری لندهور (پسر خورشید) و عوج ابن عُنق(اوج ابن خنوک)، به معنی لفظی مرد بلندقامت فرزند مرد درخشان متعلق به گئوماته زرتشت (سپیتاک، بودای بامیان) باشند؛ چه همانطوری که ذکرشد نام پدرزرتشت (سپیتاک) یعنی سپیتمه را می توان سفید رخسار و نورانی معنی نمود. درباب مورد غضب ایزدی قرارگرفتن قبیلهً مغان (عاد) باید بگوییم، چنان که هرودوت خاطرنشان میکند در روز قتل گئومات (پاتی زیت) قتل عام بزرگی از مغان به راه افتاد. این واقعه در تورات به صورت اسطورهً قتل هامان (نیک اندیش،یا پسرهوم، گئوماته زرتشت)- به دسیسهً استر(ستاره) و مردخای (شاهکُش)- وجشن دشمن کشی یهود یعنی پوریم (به معنی لفظی بخت و قرعه) متجّلی شده است: هرودوت نیز ازقرعه کشی داریوش وشش تن همدستان وی سرپادشاهی ایران سخن می راند که بعد ازقتل گئوماتای مغ و مغ کشان صورت گرفته است.قابل توجه است عنوان خانوادگی هامان یعنی همداتای(مجری قانون) مترادف با از آن گئوتمهً وداها میبا شد. مطالب اساطیر اسلامی نیز در رابطه با هود و قومش عاد بسیار قابل توّجه می باشند چه ضمن آنهایی که در قصص الانبیاء گردآوری شده اند، درباب هود و قومش عاد از اسامی زئورا (زرین، به عنوان نیای قوم بلند قامت عاد) و زینا (ذانا، دانا، به عنوان مادر هود و دخترنوح) یاد گردیده که به وضوح یادآور نامهای زرتشت (دارندهً پیکرزرین) رهبربلندقامت مغان و آمیتی دا (ماندانا) به معنی لفظی دانای خانه است که مادرسپیتمان زرتشت و دخترآستیاگ (لمک) بوده یعنی همان کسی که در تورات پدرنوح به شمار رفته است. از سوی دیگر از بررسی عمیق تر اسطورهً قرآنی هودمعلوم میگردد که آن هودی که عامل مغضوب شدن وکشتارگردیدن قوم عاد میشود نه خود گئوماته زرتشت &quot;سپیتاک&quot; بلکه خود همان داریوش قاتل گئوماته زرتشت بوده که مگافونی یعنی مغ کشی (عادکشی) به راه انداخت؛ طبق منابع یونانی و ایرانی این قاتل ومقتول در لقب ونام سپندات (مخلوق مقدّس) مشترک بوده اند وسپندات پسر ویشتاسپ (حامی زرتشت)، نام داریوش را- که به معنی نگهدارندهً خوبی است- بعدازقتل گئوماته زرتشت سپیتاک برای جلب رضایت و اعتماد همدستان پارسی خویش برای خود انتخاب نمود. طبق مندرجات قرآن خدای بزرگ (اهورامزدا،انلیل بابلیان) به حمایت از هود (در این جا منظور داریوش، سپندات پسرویشتاسپ) قوم عاد، ملّت هود(منظورمغان تحت فرمان گئوماتهً مغ زرتشت سپیتاک پسرسپیتمه) را منقرض نمود. طبق مندرجات قرآن خداوند بزرگ به حمایت از هود (منظور هوم عابد ) قوم عاد، ملّت هود را منقرض نمود. متقابلاٌ طبق اوستا ایرانیان عقیده داشتند که که در توفان و کولاک بزرگ نچات هوم (جمشید، سپیتمه، گودرز دستگیرکنندهً افراسیاب) و یاران وی به یاریاهورا مزدا (سرور بزرگ و دانا) صورت گرفته است. از آن جاییکه گفته شده قوم عاد به وسیلهً طوفان شدید نابودشد(یعنی همان اسطورهً پناه گرفتن آریاییان در ور جمکرد جمشید در توفان و کولاک بزرگ)، پس در اینجا اهورامزدا درمقام قرینه های بابلی و ودایی خویش یعنی انلیل و وارونا ظاهرگشته است که ایزد آسمان معرفی شده اند و آمده است که دم آنها باد و طوفان است. به نظر می رسد که نام خدای کاسی رعد وبرق و باران یعنی هودها نیز دراینجا درپدید آمدن وشکل گرفتن نام هود نقشی ایفاء کرده است. به هر حال قرآن حقّ مطلب را درمورد زرتشت بلندقامت و پدروی هوم (هود) ادا کرده وتنها تحت همین اسامی صالح دارندهً شتر زرین (که نامش در قرآن همواره با نام هود همراه می باشد) و هود از او و پدر وی بیش از بسیاری از انبیای دیگراسم برده است...(ادامه دارذ..)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بر گرفته از فزهنگ و اندیشه زرتشت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 Sep 2006 22:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصل و نسب اشو زرتشت سپیتمان پیامبرعدالت اجتماعی جهانشمول(قسمت سوم)</title>
<link>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به نام اهورامزدا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 402px; HEIGHT: 238px&quot; height=300 src=&quot;http://www.csd-eg.com/images/zartosht/zartosht_03.jpg&quot; width=640&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;گئوتمه بودا همان گئوماته زرتشت بوده است&lt;BR&gt;چنان که دیدیم بنا به خبر یونانیان باستان از جمله هرودوت و پورفیریوس، گئوماته زرتشت در قرن ششم پیش از میلاد - که به قرن تشکیل ادیان باستانی معروف است - شهرهً آفاق بوده است. به ویژه مردم آسیا وی را بسیار دوست داشته و او را می پرستیده اند. بنابراین، در اینجا این سؤال منطقی پیش می آید که بپرسیم که مردمان سمت آسیای میانه و هندوستان و چین وی را تحت چه نام و نشانی می شناخته اند؛ خصوصاٌ با علم بر این که وی مّدتی در آن سمت و سوی ، در باختر (بلخ) سکونت داشته و در آنجا هم رهبر سیاسی و هم رهبر دینی بوده است. همانجا که بعداٌ مرکز اصلی بودائیگری شده بود و معبد معروف نوبهار بلخ در آن قرار گرفته بوده است ؛ همان معبد بودایی- زرتشتی که نظامی در اسکندر نامهً خود در مورد آن چنین سروده است:&lt;BR&gt;به بلخ آمد وآذر زردهشت به طوفان شمشیر چون آب کشت&lt;BR&gt;بهاردل افروز در بلخ بود کز و تازه گل را دهن تلخ بود&lt;BR&gt;پری پیکرانی در او چون بهار صمنخانه هایی چو خّرم بهار&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شواهد و دلایل لغوی و تاریخی روشنی معلوم می دارند که خود گئوتمه بودای تاریخی کسی جز گئوماته زرتشت نبوده است که بعداٌ آیینهایشان در شرق و غرب فلات ایران به صورت دو مکتب جداگانه ای درآمده و درهر دو حالت آن از فلات ایران به تبعید رفته و در شکل بودایی آن در شرق آسیا شکوفا شده است. در ای جا دلایل خود را در باب یکی بودن بودا و زرتشت به اختصار ارائه میدهیم: 1- بودا به معنی منّور و روشن است و اسم اصلی زرتشت یعنی سپیتاک نیز به معنی سفید و روشن می باشد. افزون بر این لقب مهّم ایشان یعنی گئوتمه (دانای&quot;گاتها&quot;، یعنی دانای سرودهای دینی) و گئوماته (دانای سرودهای دینی) یا همان پاتی زیت (نگهبان سرودهای دینی) هم یکسان است. می دانیم که گاتها (گاثاها) از سوی دیگر سرودهای دینی خود زرتشت به شمار می آیند. 2- نام والدین بودا یعنی سود دهودانا (مخلوق دانا و پاک تن) و مهامایا (دانای بزرگ) به وضوح با اسامی والدین زرتشت یعنی سپیتمه ( دانای سفید رخسار) و آمیتی دا (ماندانا، دانای خانه) مطابقت دارد.&lt;BR&gt;3- هر دو در قرن ششم پیش از میلاد در سمت شمال هندوستان و شرق فلات ایران فعالیّت روحانی- سیاسی داشته ومعبودشان یعنی برهما (خالق دانا) و اهورمزدا (سرور دانا) اسامی یکسانی داشته اند. 4- مطابق اخبار منابع بودایی و ایرانی شهر زادگاهی این هردو رهبردینی در محل تجمع جنگجویان قرار داشته که در نزدیکی آن کوه مرتفع و پربرفی(= هیمالیا، سهند) واقع شده بود. منظور از هیمالیا یعنی کوه پر برف در اینجا همان کوه سهند آذربایجان است. 5- محّل فعالیّت سیاسی و فرهنگی گئوتمه بودا با قبیلهً سکیا و شهر کاپیلاویستو (خاک سرخ) پیوسته است؛ متقابلاٌ مطابق منابع کهن یونانی و ایرانی ناحیه ساتراپی گئوماته زرتشت ، سرزمین سکاییان دربیکی (سکاییان برگ هئومه، دریها) و شهر سوروگانه (شبورگان، یعنی جایگاه سرخ رنگ) در نزدیکی بلخ(سمت غرب آن) و خود بلخ (= محل تقسیم آبها) بود ه است. افزون بر این می دانیم رودی به نام سرخاب در سمت شرق شهر بلخ جاری است.&lt;BR&gt;6- محّل مدفن بودا یعنی کوسینا گارا (کوهستان مردم نیک بخت) به وضوح یادآور محّل دخمهً گئوماته زرتشت یعنی سیکایا اواوتی( یعنی آبادی خوشبختی، روستای سکاوند شهرستان نهاوند باختران) در ناحیهً کاسیان باستانی و مادهای سگارتی(سنگ کن) می باشد. قابل تذکر است که نام کاسیان (اسلاف لران) به صورت کوسیان نیز ذکر گردیده است: ترجمهً نام کاسیان در نام لران بختیاری و نام شاهنامه ای ارمائیل (یعنی مردم آسوده) برجای مانده است. 7- فرقهً بودایی ماهایانای ژاپنی ها گئوتمه بودا را نظیر گئوماته زرتشت دارای افکار و آمال سوسیالیستی معرفی می نماید. افزون بر این که این هردو تعلیمات اخلاقی اساسی خود را بر روی سه اصل پندارنیک ، گفتارنیک و کردارنیک بنیاد نهاده اند. علاوه براین که هردو مخالف ایجاد معابدخرافه پرستی و مردم فریبی بوده اند. گفتنی است که بودا برای طبقهً برهمنان یک بیگانه محسوب می شد. معهذا گئوماته زرتشت تحت نام گئوتمهً دیگری نزد برهمنان بومی شده است. چون گئوتمه نامی که به عنوان سرایندهً قسمتی از وداها معرفی شده باید همان گئوماته زرتشت باشد چه عنوان مناسب فرمانروایی خانوادگی وی یعنی راهوگنه (کشندهً راهزن) و همچنین لقبش یعنی انگیراس(فرد باشکوه و تنومند) به وضوح یادآور لقب گئوماته زرتشت بلند قامت یعنی تنائوکسار (یعنی دارای تن بزرگ) است. سرودهای ودایی وی از جمله درباب آگنی (آذر، ایزد آتش) و برهما ( اهورامزدا، در مقام ایزد دانایی و آتش) می باشد. تحت این نام و القاب وی در رزمنامهً بزرگ هندوان یعنی مهابهاراته نیز یاد شده است ناگفته نماند گئوتمه بودا در اساطیر به هیئت برهمنی جوان به نام َمگه (مغ) پدیدار میشود که این به وضوح تعلق وی را به طبقهً روحانیان ماد یعنی مغان آشکار میگرداند. 8- سرانجام گفتنی است دوست وخویشاوند و نخستین حّواری بودا یعنی آناندا (ناندا, دانا به طرق مختلف) و زنش یشودهارا (دارندهً پاکی) به ترتیب مطابق با همان مدیوماه (دانای شایسته) پسر عم و نخستین مرید زرتشت و هووی (نیک نژاد) زن زرتشت می باشند. در خبرمولوی که زادهً بلخ بود زرتشت - بودا تحت عنوان صوفی فرزانه ای به نام ابراهیم ادهم (یعنی ابراهیم بور) ظاهر گردیده است. ابراهیم خلیل(کاووس) درواقع نام جدّ جدّ مادرزرتشت بوده است. 9- نام پسربودا یعنی راهوله (= روی هوره) با نام خورشیدچهر پسر زرتشت مترادف است.(ادامه دارد...)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بر گرفته از فرهنگ و اندیشه زرتشتی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Sep 2006 12:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zartosht-spitman&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>zartosht-spitman</dc:creator>
<guid>http://zartosht-spitman.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
